مقاله حقوقی

 

قانون هدفمند کردن یارانه ها از منظر حقوقی

تكيه گاه هاي معيوب جراحي اقتصادي*

آرش صادقیان وکیل دادگستری 

 

 

 

 

 

اصل خبر: به زودی، قانون هدفمند كردن يارانه ها، به طور گسترده و اساسی اجرا مي شود.

موضوع از چه قرار است؟ آن گونه كه متصديان امر در قوه مجريه، شور و اشتياق از خود نشان مي دهند و در تكاپويي مثال زدني هستند، به نظر مي رسد كه از مهرماه سال جاري، با اجراي اين قانون در تهران، نخستين آثار و تبعات افزايش بهاي كالاها و خدمات، هموطنان صميمي و دوست داشتني و فهيم و ارجمند و نوعدوست و گرامي را مبهوت خواهد كرد.

تحليل موضوع: سرانجام آرزوي دولتهايي كه پس از پايان جنگ با عراق بر سر كار بودند، به بار نشست و افتخار محو سوبسيدها از مايحتاج اساسي و لازمه زندگي روزمره مردم، نصيب دولت دهم شد. گرچه وانمود مي شود كه قانون هدفمند كردن يارانه ها مصوب 15/10/1388، قانوني اقتصادي است ولي چنين مستمسكي براي بستن دهان حقوقدانان، به مثابه آن است كه اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را واجد جنبه حقوقي ندانيم لذا لازم است كه اقتصاددانان و حقوقدانان مستقل، از باب وظيفه اي كه بر دوش دارند، نسبت به ايضاح جنبه هاي گوناگون اين قانون، اقدام و اظهار نظر كنند.

به نظر مي رسد توجيهاتي كه براي ضرورت تصويب چنين قانوني آورده اند، فاقد وجاهت است، زيرا:

با كدام منطق و دليل، مي توان درك كرد كه نرخ كالا يا خدمتي را به سود دولت، افزايش دهند و سپس 50 درصد درآمد حاصل از آن را به مردم بازگردانند؟ چرا از آغاز، 50 درصد افزايش داده نمي شود كه نيازي به استرداد آن در چرخه اي مجمل، نباشد؟ آيا به اين دليل كه قرار است پرسنل و تشكيلات و ملزومات برنامه « حذف تدريجي سوبسيدها» به علاوه شبكه بانكي كشور، از قِبل ِ اين كار، نان بخورند؟ طُرفه آنكه، پيش از اجراي قانون، معاونت هدفمند كردن يارانه ها در وزارت رفاه و تامين اجتماعي و سپس سازمان هدفمندسازي يارانه ها تاسيس شده است چندانكه به استناد ماده 18 اساسنامه سازمان مزبور مصوب 16/12/1388 و 19/2/1389 و 27/4/1389 هيات وزيران (مبتني بر ماده 15 قانون هدفمند كردن يارانه ها ) مديرعامل سازمان يادشده، مي تواند به مسئوليت خود، بخشي از وظايف خود را به هر يك از اعضاي هيات مديره و كاركنان سازمان، تفويض كند. اين يعني، نوآوري و ابتكار در مقوله اي حقوقي، تحت عنوان تفويض اختيار!

بر طبق كدام مجوز، دولت حق واقعي كردن نرخها را دارد اما گروه هاي مختلف شغلي و اصناف متعدد، به هيچ وجه، حق چنين كاري ندارند؟ تا جايي كه تخطي از تعرفه هاي تعيين شده، محتملا سر و كار افراد را با سازمان تعزيرات حكومتي يا ديگر مراجع، خواهد انداخت. چگونه است كه دولت به سود خويش، مي تواند تمام هزينه هاي اساسي دخيل در بنياد و پايه زندگي مردم را واقعي كند اما براي مثال، پزشكان، سردفتران اسناد رسمي، كارشناسان رسمي دادگستري، وكلاي دادگستري، آرايشگران يا هزاران صاحب شغل ديگر در اين مرز و بوم، اجازه چنين كاري ندارد؟ آيا دولت، به منظور «بهبود بازار كسب و كار» محق در چنين كارهايي شده است؟!

چند سال است كه دم از خودكفايي توليد گندم (با گرفتن جشن) و صادرات مازاد بر مصرف داخلي آن، زده مي شود. اگر چنين است، چرا به گفته وزير بازرگاني، بناست كه آرد و نان، به بهاي جهاني، به ايرانيان عرضه شود؟ در اين صورت، بر عكس آنچه ادعا مي شد كه من بعد، يارانه به جاي نانوا، به نانوايي داده مي شود، في الواقع روانه تنور نانوايي مي شود!

اصلي عقلي و اقتصادي و كلي در سراسر دنيا، پذيرفته شده است و شرق و غرب و اسلامي هم، نمي شناسد و آن اينكه، كشوري كه توليدكننده كالا يا خدمتي است، بايد و بايد، آن را ارزان در اختيار شهروند خويش قرار دهد اما براي صادرات، هر نرخي را كه دوست دارد، مي تواند بگذارد (با رعايت كشش بازار جهاني) اما در ايران، مردم، هم در مقام مصرف كننده جنس وارداتي، بهاي گران بايد بپردازند و هم از اين پس، براي توليدات داخلي؛ به بيان ديگر، چه تيرآهن و دستگاه فتوكپي و پرينتر و اسكنر و لوازم آرايشي و فنر دارويي و فيلتر دياليز و هزاران هزار جنس ديگر را وارد كنيم، بايد گران بخريم و چه مشتقات نفت و گاز داخلي را، حال آنكه براي مثال، كويت و عربستان سعودي چنين نمي كنند و از قضا، سرانه درآمد مردمشان از ما بسيار بالاتر است و فقير هم به نسبت ما، كم دارند اما ما مردم شريف اين سرزمين كه ناسلامتي، چهارمين توليد كننده نفت جهان نيز هستيم، بايد بهايي را براي بنزين و گازوييل و ... بپردازيم كه فرانسويان و انگليسيها و آلمانيها و ... مي پردازند!

يكي از پررنگ ترين ِ بهانه ها براي هدفمند كردن يارانه ها (افزايش قيمتها) مصرف بسيار بالاي بنزين در ايران است. اگر حقيقتا، افزايش بي حد و حصاب نرخها، دارويي شفابخش براي كاهش مصرف است، پس رييس قوه قضاييه حق داشته است كه هزينه هاي مندرج در ماده 3 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين مصوب 1373 را در آغاز سال 1389 (با استناد به مقرره اي نامكشوف در قانون بودجه سال 1389) را بعضا تا 100 برابر افزايش دهد تا مگر از اين طريق (هدفمند كردن امور قضايي) از مراجعه كنندگان به دادگستري، بكاهد اما بايد دانست كه:

1ـ5: معضل افزايش سرسام آور مصرف، مربوط مي شود به كيفيت نازل توليدات داخلي؛ همچنانكه هر از چند گاهي، دعواهاي داخلي ابوابجمعي قوه مجريه، برخي حقايق را برملا و بر كيفيت پايين كالاهاي ايراني، تاكيد مي كند (مانند وزارت صنايع و معادن با پليس راهنمايي و رانندگي) اگر شهامت وجود دارد، لازم است گفته شود كه مصرف بنزين خودروهاي داخلي و خارجي (در يك رده و كلاس) چقدر بوده و كدام بيشتر است؟ سپس بايد معلوم شود كه تعداد اتومبيلهاي خارجي در ايران، چه اندازه است؟ تا اثبات شود كدام نوع خودرو، بنزين را هدر مي دهد؟

2ـ5: به جاي كلي گويي يا مبهم گويي، بايد آمار دقيق و حقيقي و مستند، ابراز شودكه اسناد و مداركش، موجود باشد. در يادداشت سردبير مجله خودرو امروز (سال چهارم، شماره 39، مرداد 1389) آمده است كه اكنون صحبت از بنزين تك نرخي است 600 تا 650 توماني است؛ رقمي كه در صورت اجرا، باعث خواهد شد تا دولت نه تنها يارانه اي روي بنزين نپردازد بلكه تمامي هزينه هاي مربوط به حمل و توزيع آن را نيز جبران كند و در واقع، نه سودي خواهد داشت و نه هزينه اي بر دوش دولت خواهد بود و البته در صورت اجراي آن، قيمت بنزين در شرايطي در كشورمان به سطحي بالا در ميان كشورهاي نفت خيز منطقه خواهد رسيد كه ايران يكي از پايين ترين ِ نرخهاي درآمد سالانه را ميان كشورهاي نفت خيز خاورميانه دارد. براي مقايسه، بايد به سراغ گزينه اي مناسب برويم كه همسطح ما باشد مانند عراق زيرا درآمد سرانه مردم آنجا، نزديك به ماست و قيمت پايه بنزين نيز هم اكنون در آن كشور، 600 تومان و برابر رقمي است كه احتمالا در ايران اعمال خواهد شد. تا اينجا مشكلي نيست چون دولت عراق براي بنزين، يارانه نمي پردازد و سودي هم، نمي كند و قرار است كه در كشور ما نيز همين گونه باشد پس تفاوت كجاست؟ بهاي يك دستگاه تويوتا ياريس در عراق، معادل 5/11 ميليون تا 14 ميليون تومان است اما در ايران 28 ميليون الي 31 ميليون تومان است (اين مسئله در مورد همه خودروها صدق مي كند) شهروند عراقي بهترين مدل تويوتا ياريس را 14 ميليون تومان مي خرد و طبيعتا بايد بنزين را به نرخ واقعي خريداري كند اما شهروند ايراني همان ياريس را در ارزان ترين شرايط، 28 ميليون تومان مي خرد و اين يعني 14 ميليون تومان كمك هزينه (يارانه سوخت) را كه قرار است در آينده مصرف كند، پيشاپيش به دولت ايران پرداخته است و اگر اين اتومبيل بخواهد سالي 30 هزار كيلومتر حركت كند و قيمت تمام شده بنزين، ليتري 600 تومان و بهاي عرضه آن، ليتري 100 تومان باشد، مصرف كننده ايراني، يارانه بنزين 14 سالش را قبلا و هنگام خريد خودرو، به دولت خويش پرداخت كرده است (!) قطعا اگر دولتها در جهان، حق انتخاب داشته باشند، ترجيح مي دادند كه پول بنزين 14 سال آتي را جلوتر، از خريدار اتومبيل، بگيرند و در مقابل، متعهد شوند كه بنزين را ارزان بفروشند لذا بايد به آنان كه دائم درباره واقعي كردن قيمت بنزين در كشور سخن مي گويند، بگوييم كه لطفا برنامه واقعي شدن قيمت خودروها را همزمان به اجرا بگذارند چون در غير اين صورت، وضعيت اصلا عادلانه نخواهد بود. اگر تاكنون مي توانستيد خود را قانع كنيد كه خودروهاي غيراستاندارد، قديمي، بي كيفيت و پر مصرف داخلي را به بهايي گزاف مي خريد ( از پرايد و سمند و پرشيا گرفته تا زانتيا و ماگزيما و ويتارا) و در برابر، از سوخت ارزان بهره مند هستيد، اكنون با واقعي شدن قيمت بنزين، نمي توانيد توجيهي براي خود بيابيد.

آنچه هيچ يك از دولتيان تمايل ندارند خود را با آشنا سازد، كيفيت پايين توليد انرژي و در نتيجه اتلاف آن است. دولتهايي كه بر سر كار بوده اند، آيا حقيقتا نمي دانند كه پروژه لوله كشي آب آشاميدني شهر تهران، در سال 1335 اجرا شده است؟ به دليل همين فرسودگي سهمگين است كه بعضا در تهران مي بينيم به دليل تركيدگي، آب تا ساختماني چند طبقه، پاشيده مي شود. در مورد برق هم، حسب برخي آمارها، بعضا تا 40 درصد آن در بعضي نيروگاه ها، به صورت گرما، تلف مي شود. در چنين اوضاع و احوالي كه وضعيت پالايشگاه هاي نفت و گاز نيز بهتر از آب و برق نيست، باز هم نياز هست كه به افغانستان و عراق و ونزوئلا و بوليوي و مجمع الجزاير قمر (كومور) و ... كمك كنيم؟ آيا هزينه بازسازي و بهسازي تاسيسات زيربنايي موجود در ايران، بر دوش اتباع ايران است يا اتباع آن كشورها؟

مي گويند كه قانون هدفمند كردن يارانه ها، هنوز اجرا نشده است؛ پس از كدام محل و با چه بودجه اي، قرار است كه از مهر ماه سال جاري، به مردم يارانه نقدي پرداخت شود؟ مگر دولت، قيمتها را افزايش داده و از بايت آن، درآمد كسب كرده است كه بخواهد نيمي از آن را مسترد كند؟ آيا با تامين اعتبارهايي نظير برداشت از صندوق ذخيره ارزي، باز هم در حال ريسك است؟ يا ساير امدادهايي كه رخ نمي نمايانند و لذا مردم از آن خبر ندارند؟ آيا اين بدان معنا نيست كه قانون مذكور در حال اجرا بوده و هست اما به مردم، طوري ديگر گفته مي شده است و مي شود؟

رييس دولت دهم، حتي از زمان رياست بر دولت نهم، مدعي بود كه به هر قيميتي، هدفمند كردن يارانه ها را اجرا خواهد كرد و از هيچ چيز براي اين جراحي اقتصادي، واهمه ندارد.

1ـ8: اگر اقتصاد ايران سالم است، چرا مي خواهند آن را جراحي كنند؟ سري را كه درد نمي كند، بايد دستمال ببنديم ؟!

2ـ8: آيا جراحي (به منزله درمان) نبايد با نوع و شدت بيماري، تناسب داشته باشد؟ آيا فقط به ارتكاب «عمل»، تعهد وجود دارد ؟ و به حصول «نتيجه» ، هيچ تعهدي متصور نيست؟ اصولا آيا براي نجات جان بيمار، قرار است جراحي انجام شود يا براي تقدس نفس عمل ِ جراحي؟ آيا مرگ احتمالي بيمار و يا قدر متيقن ، به بهبود بيمار نبايد انديشيد؟ اگر براي درست كردن ابرو، چشم را معلول كرديم، مسئوليتي متوجه كسي هست؟

3ـ8: جراحي در پزشكي، عوارضي شناخته شده، دارد كه در كتب مرجع آن رشته، درج شده است مانند عوارض 24 ساعته، يك هفته اي، 6 ماهه، يك ساله. حتي برخي از اين عوارض، در 24 ساعت نخست پس از جراحي ، مرگ بيمار را سبب مي شود اما در «جراحي اقتصادي» ، آيا فقط خود «عمل جراحي» موضوعيت دارد و مركز ثقل است؟ آيا درباره عوارض بعضا كشنده چنين جراحيهايي بي محابا ، تفكر شده است؟

4ـ8: اگر رييس قوه مجريه ( و به تبع او سايرين) ترس ندارند، چه توقعي وجود دارد كه مردم براي نجات خود از افزايش وحشتناك قيمتها (حق بر زندگي و حق بر تندرستي و ... ) و امرار معاش خود و خانواده شان، هراس داشته باشند؟ آيا محتمل نيست در اين راه، دست به هر كاري بزنند؟ اگر مسئوليت مدني دولت در اين باره مفقود است چرا مسئوليت مدني شهروندان، بايد وجود باشد؟

5ـ8: هنگامي كه وارد سايت اينترنتي مربوط به هدفمند كردن يارانه ها مي شويد (ثبت نام، تغيير وضعيت ، دادن شماره حساب بانكي سرپرستان خانوار، ...) ابتدا به ساكن و بي آنكه معلوم باشد قرار است چه كاري انجام شود، از متقاضي، تاييد و تعهد مي خواهند تا اجازه ورود او را به سيستم (سامانه) بدهند. آيا چنين رفتاري مشكوك و غيرمعقول كه انگار مردم، غريبه و بيگانه هستند، از حيث حقوقي، منشا اثر است؟ آيا براي رخدادي 100 درصد مجهول، مي توان اعتبار قانوني قائل شد؟

قانون هدفمند كردن يارانه ها مصوب 1388، علي الظاهر دستپخت قواي مجريه و مقننه است اما آيا قوه قضاييه، پيامدهاي آن را پيش بيني كرده است؟ وزير نيرو گفته بود كه به دستور رييس جمهور، براي 24 ميليون مشترك برق در ايران زمين، بايد كنتور ديجيتالي ـ دو زمانه يا چند زمان ـ تهيه و نصب شود ( كنتورهايي كه نسبت به كنتور هاي فعلي، با دور بيشتر، حركت و لذا مصرفي بيشتر را منظور مي كنند) اما براي آب ، چه تدبيري شده است؟ آيا كنتورهاي آب اپارتمانها، همچنان بايد اشتراكي باقي بماند؟ پس دادگستري بايد منتظر بماند و به چشم خود ببيند كه دعاوي بي شمار از اين رهگذر، در نظام آپارتمان نشيني، به دادگاه ها سرازير شوند، به گونه اي كه گوي سبقت را از دعاوي متداول فعلي، مانند ليزينگ، ساخت و ساز، طلاق، الزام به تنظيم سند رسمي، بربايد. بهتر است همه اميدوار بمانند كه كار، به جنبه كيفري و زد و خورد همسايگان (به جهت قطع آب ) نينجامد!

10ـ به فرمايش يكي از استادان حقوق در دانشگاه (جناب آقاي دكتر سيدمحمود مصطفوي كاشاني) مفهوم «دهك» و «خوشه» آشكار نيست. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، مفهومي واحد و لاينفك را به نام «ملت ايران» به رسميت شناخته و فصل سوم خود را به حقوق همان اصل و پديده لايتجزا، اختصاص داده است. چگونه است كه دولت در اجراي ماده 8 قانون آزمايشي مديريت خدمات كشوري (ايجاد عدالت، به عنوان يكي از امور حاكميتي) مردم ايران را به مفاهيمي، منقسم كرده است كه حد اكثر ممكن است، در مصاديق «اعمال تصدي» معنا داشته باشد؟ اين اقدام، موافق اصول 19 و 20 قانون اساسي است؟ اگر بار ديگر، دشمن خارجي به ميهن حمله كند، كدام دهك و خوشه، بايد روانه مرزها شوند تا به دفاع از استقلال و تماميت ارضي مملكت، بجنگند؟ آيا مجددا تعدادي از تعابير در اصول فقه و فروع دين ( همچون «واجب كفايي» و «جهاد») مطرح و به امت شهيدپرور ايران، تكليف خواهند شد؟

تكمله: البته واضح و مبرهن است كه اداره شانزدهمين كشور دنيا از حيث وسعت، مستلزم هزينه و مخارج فراوان مي باشد اما گويا درآمدهايي هنگفت نيز در راه است كه دولت را قادر مي سازد، به مناسبت سي امين سال حمله عراق به ايران، در كشورهايي مانند سوريه، لبنان، بوسني و هرزگوين، تركيه، كره شمالي و چهار كشور ديگر، جشنواره مقاومت، برپا كند. اما هدف از اين كار چيست؟ در كشوري منزوي كه يگانه راه هوايي ارتباطي آن، فرودگاه پايتخت چين كمونيست است و هيچ پرواز مستقيم به مقصد پيونگ يانگ، وجود ندارد، چه كسي مي خواهد از آن فستيوال و دستاوردهاي ارزشمند جنگ 8 ساله ايران وعراق، بازديد كند؟ مردم آنجا هم كه نه پول اين كار را دارند و نه وقتش را؛ پس آيا بهتر نيست با چنين پولهايي، چشمان و دستان دولت، به بازسازي و بهسازي تاسيسات زيربنايي كشور و ذخيره سازي گاز و احداث پالايشگاه نفت و نيروگاه برق جديد، معطوف باشد؟ يا دست كم، حقوق ماهانه پرسنل و ملزومات و هزينه هاي جاري سازمان هدفمندسازي يارانه ها را تامين كند؟!

* این یادداشت، موضوع کنفرانس نویسنده در مجموعه نشست های حقوقی وکیل الرعایا بود که در نشست 23 شهریور 89 ارائه شده و مورد توجه و استقبال حاضران قرار گرفت.

مقاله حقوقی

                       مباني مخدوش صدور راي وحدت رويه شماره 714

 آرش صادقیان وکیل پایه یک دادگستری

 

 

 

 

 

گروه مقالات: اخيرا احد از قضات محترم ديوان عالي كشور (جناب آقاي دكتر بهرام درويش خادم) با چند استدلال از ديدگاه خويش و به شرح زير، صدور راي وحدت رويه رديف 86/6 (شماره 714 مورخ 11/12/1388) را صحيح ارزيابي كرده و نتيجتا راي صادره از شعبه محترم پانزدهم دادگاه تجديدنظر استان تهران را منطبق با مقررات، دانسته اند كه به الزامي نبودن وكالت، معتقد بوده است:

* ماده 32 قانون اصلاح پاره اي از قوانين دادگستري مصوب 25/3/1356، مغاير اصل 34 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است.

* همزمان نمي توان، هم به انتخابي بودن وكالت، اعتقاد داشت و هم، به الزامي بودن آن.

* استعفا ، عزل ، فوت ، حجر وكيل دادگستري موجب توقيف دادرسي است كه في نفسه، مقدمه اطاله دادرسي محسوب مي شود.

* الزامي بودن وكالت، يعني تسلط وكيل بر موكل كه امري استثنايي است و بايد مضيق تفسير شود.

* در موارد شك ، اصل اباحه، جاري مي شود و شك را كنار مي زند.

* الزامي بودن وكالت ، سبب تحميل هزينه است.

* الزامي بودن وكالت ، بدان معناست كه حتي مجتهدين، فارغ التحصيلان رشته الهيات، واجدان معلومات كافي (مجاز به وكالت اتفاقي) نيز بايد وكيل داشته باشند.

ادامه نوشته

مقاله حقوقی

آيا اجراي عدالت بين همسران ممكن است
بهمن كشاورز وكيل دادگستري

 

 

 

۱-مواد

۱-بسياري از قانون مدني حكايت از مجاز بودن از مجازات « چندزني » يا « تعدد زوجات » دارد. اين ضابطه حسب استدلال طرفداران آن بيانگر حقي شرعي است . در عين حال اين موضوع هم كه شرط اين « چندزني » رعايت عدالت بين همسران است ، مطلبي است كه تا كنون كسي با آن مخالفت نكرده است .آنچه محل بحث است امكان عقلي و عملي رعايت عدالت بين همسران است .

۲-حكم خداوند در اين خصوص در سوره مباركه نساء آمده است كه در آيه سوم مي فرمايد: «... زناني را به نكاح خود درآوريد كه براي شما نيكو و مناسب هستند، دو يا سه يا چهار همسر و اگر بترسيد كه چون زنان متعدد گيريد راه عدالت را نپيماييد و به آنها ستم كنيد ، پس تنها يك همسر برگزينيد...» تا اينجا حكم خداوند اين است كه اگر مردي خود را قادر به اجراي عدالت بين همسران متعددش مي داند مي تواند چهار زن بگيرد و اكتفاي او به يك همسر مربوط به حالتي است كه از عدم اجراي عدالت بيم داشته باشد.

۳-اما خداوند در آيه ۱۲۸ سوره مباركه مذكور چيز ديگري مي فرمايد:« شما هرگز نمي توانيد ميان زنان به عدالت رفتار كنيد هر چند راغب به عدل و درستي باشيد .» عبارتي كه به كار برده شده «ولن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء...» است.اساتيد ما مي فرمودند« لن » براي « نفي ابد » به كار مي رود يعني امكان اجراي عدالت بين همسران تا ابد براي مرد وجود نخواهد داشت بنابراين اجراي عدالتي كه در آغاز سوره آمده ظاهرا فقط در توان معصومين بوده است و بس. البته تفسير اين مورد پيش گفته كه از ديدگاه افراد عادي و غير متخصص نظير بنده معني و مفهوم كاملا صريحي دارد ، شنيد.

۴-در تحليل و تبيين آنچه گفته شد، البته باز هم از ديدگاه فردي غير متخصص مي توان گفت در بهترين حالت مردي كه چند همسر دارد ممكن است بتواند ازنظر مسكن و لباس و نفقه و تزئينات و حتي همنشيني و مراوده با همه ايشان يكسان رفتار كند اما رعايت عدالت عاطفي و معنوي را چه خواهد كرد ؟ به ديگر سخن مردي كه همسري دارد و حتي با تحصيل رضايت او – كه خدا مي داند چگونه ممكن است حاصل شود – همسر ديگري اختيار مي كند ، قطعا انگيزه و علتي براي اقدام خود دارد . وجود همين « انگيزه و علت » يعني مخدوش شدن « عدالت » زيرا گرفتن همسر ديگر يعني ترجيح دادن او – به هر علت – به همسر اول واين « ترجيح دادن » يعني خروج از عدالت .

۵-شايد در گذشته ها وضعيت خانم ها و موقعيت اجتماعي و اقتصادي ايشان چنان بود كه به رعايت عدالت مادي و مالي از جانب شوهر شان راضي بودند ( كه البته اين عموميت و كليت نداشت ) اما بي گمان امروزه چنين نيست. رابطه معنوي و عاطفي با شوهر برا ي اكثريتي از خانم ها موضوعيت واهميت دارد ، به حدي كه در صورت مطلوب و حسنه بودن اين رابطه مشكلات مادي ومالي را تحمل مي كنند. بنابراين گمان مي كنم تعريف قديمي اجراي عدالت را كه مبناي آن رعايت تساوي درخانه ، لباس وخوراك وتفريح و امثال اينها بود ، بايد فراموش كرد. نتيجه اين تغيير ، تعريف اين خواهدبود كه تعدد زوجات- ولو اينكه در متن قانون تجويز شود- معلق به محال خواهد بود زيرا مردان «... هرگز نمي توانند بين زنان متعدد خود اجرا ي عدالت كنند ...»

۶-فروضي هم وجود دارد كه مردي از زني يا زني از مردي كه همسر اوست ، ناراضي يا بيزار است . در اين حالت چاره چيست ؟ در مورد مردان ماده ۱۱۳۳ قانون مدني اين مشكل را اين گونه حل كرده كه مردي مي تواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد .»
البته قانونگذاري ها ي بعدي در راستاي تعديل و تنظيم اين اختيار مطلق و حمايت از خانم ها كه معمولاً تحت سيطره اقتصادي شوهر هستند واحتمالا به همين علت زندگي مشترك را « تحمل » مي كنند ، بوده است . اما حتي بايد گفت اگر خانمي حرفه و تخصصي نداشته واز حمايت پدر و مادر و خانواده ثروتمند و قدرتمندي هم برخوردار نباشد ضوابط موجود دردي از وي دوا نخواهد كرد. مهريه اش با اعسار شوهر نيز – البته اگر بتواند ثابت كند كه قصد تبرع نداشته ( در اينجا اصل معكوس شده )- سرنوشتي بهتر از مهريه نخواهد داشت و در نهايت ناچار خواهد شد « جانش را بردارد و بگريزد » . تازه اين در حالي است كه شوهر متقاضي طلاق باشد كه به حكم قانون اجراي صيغه طلاق منوط به ايفاي حقوق مالي زوجه است . در حالتي كه زوجه متقاضي طلاق است ؛ زوج به ايفاي فوري حقوق مالي او مكلف نيست و مطالبه آنها تابع عمومات و مستلزم طرح دعوي يا صدور اجرائيه و طي مراحل طولاني قانوني است . مضافا اينكه زوجه بايد عسر و حرج خود را ثابت كند واين كه او – به هر علت يا حتي بدون علت – از شوهرش بيزار است ، از مصاديق عسر و حرج نيست.

۷-مطالب اخير را از اين جهت نوشتم كه به اينجا برسم :
عدم استقلال مالي و اقتصادي خانم ها توازن وتعادل را در زندگي مشترك برهم مي زند و ناچار به ادامه زندگي ناخواسته و حتي توام با تنفر و بيزاري مي كشد واين عادلانه نيست . بارها گفته و نوشته شده بايد برا ي خانم هاي خانه دار و شايد همه خانم هايي كه ازدواج مي كنند، نوعي بيمه برقرار شود كه ايشان را در موقع جدايي از شوهر حتي اگر متقاضي جدايي زن باشد و حتي اگر هيچ دليلي براي اين تقاضا ارائه ندهد ( همانند آنچه در ماده ۱۱۳۳ آمده ) پوشش دهد .
همچنين آنجا كه – با وجود اشكالاتي كه گفتيم - دادگاه به هردليل ، به شوهر اجازه ازدواج مجدد مي دهد ، بايد براي زوجه حق طلاق با دريافت كليه حقوقش ( و البته استفاده از بيمه اي كه عرض كرديم ، در صورت وجود ) قائل شود.
جاي پيش بيني اين موارد« قانون حمايت خانواده » و وقت آن هم اكنون است.

نقل از روزنامه شرق

خبر حقوقی

معرفی کتاب

                        درباره آراء وحدت رویه صادره دیوان عالی کشور

                       تحلیل و تفسیر آراء وحدت رویه دیوان عالی کشور

 

                   

 

 

 

گروه گزارش: " اصل یکصد و شصت و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1358 با اصلاحات مورخ 1368، مقرر کرده است: «دیوان عالی کشور به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسئولیتهایی که طبق قانون به آن محول می شود، بر اساس ضوابطی که رییس قوه قضاییه تعیین می کند، تشکیل می گردد.»

آیا این نظارت، حدود و ثغور دارد و قوانین عادی، چهارچوب و محدوده ای را برای مداخله قضایی دیوان عالی کشور در نظر گرفته اند که هم، ارزش و شان و منزلت عالی ترین مرجع قضایی کشور حفظ شود و هم، به مدلول قانون اساسی به ویژه در مبحث اصول مربوط به تفکیک قوا و آثار و نتایج آن، آسیب نرسد؟ یا اینکه، چون نظارت موصوف گسترده است، بلا قید و شرط می باشد؟

انگیزه تحقیق حاضر از آنجا نشات گرفت که در برخورد با پرونده های قضایی، متاسفانه این حقیقت آشکار شده است که قضات و وکلای دادگستری به جز مواردی محدود، اساسا از برخی از آرای وحدت رویه بی خبر هستند و حتی در مرحله آموزش حقوق نیز (اعم از دانشگاه ها و موسسات آموزشی) به رای وحدت رویه، توجه بایسته نمی شود و با کمال تاسف، برخی از حقوقدانان، اصولا با آرای وحدت رویه بیگانه هستند؛ گویی، این گونه آرا، لازم الاجرا و در حکم قانون نیستند!

عنایت نمی شود که بسیاری از قوانین مادر و بنيادي و پايه، قدیمی هستند (نظیر قانون مدنی که بيش از 80 سال پیش تصویب شده است) اما رای وحدت رویه، ممکن است که با فاصله بسیار از تصویب قانون، صادر شود لذا نه تنها دسترسی به آن، سهل است بلکه می توان گفت تفسیر قضایی مواد قوانین قدیمی که حاوی نکات تازه هستند، بیش از خود قانون، مد نظر باید قرار گیرند.

... روش به کار گرفته شده در آن، تلفیقی از سیستم تاریخی و موضوعی است یعنی ابتدا با توجه به تاریخ صدور رای (از سال 1323 به بعد) موضوع، انتخاب شده است و سپس تا تاریخ نگارش این تحقیق مفصل (پايان تابستان سال 1389) کلیه موضوعات مربوط به همان رای، به ترتیب شماره گذاری و ذکر و تشریح و نقد و بررسی شده اند؛ به عبارت ديگر، راي نخست هر شماره، از حيث تاريخي، مقدم بر راي يكم شماره بعدي و نتيجتا، موخر بر راي اول شماره پيش از خود است.

تلاش شده است تا رای وحدت رویه در این نوشتار، به طور کلی و عمده، از مجموعه قوانین سالانه که چاپ و انتشار آن بر عهده روزنامه رسمی کشور است و یا سایر منابع معتبر مثل انتشارات تدوین و تنقیح قوانین و مقررات (كه از چند دهه قبل، زير نظر نخست وزيري بوده و اكنون چندين سال است كه ‍‍‍‍‍‍‍ وابسته به ریاست جمهوری مي باشد) بهره برده شود اما با توجه به اینکه در سایر کتب و مجموعه ها، آرایی وحدت رویه، صادره از دیوان عالی کشور، دیده می شوند که متاسفانه در منابع معتبر و مستند، به چشم نمی خورند، از وجود آنها هم، کمک گرفته شده است تا ضمن ذکر دقیق منبع و ماخذ اعلامی، رایی از قلم افتاده (تا آغاز پاييز سال 1389) وجود نداشته باشد و همچنين حتي المقدور سعي شده است كه اگر مدلول رايي، به چند بخش گوناگون مربوط باشد، ديگر شماره هاي لازم نيز جهت ارجاع خواننده گرامي، قيد شود؛ ضمن آنكه از يك طرف، تلاش شده است كه به جز جمله انتهايي و البته غالبا تكراري و كليشه اي آراي وحدت رويه (مگر در موارد استثنايي كه جمله پاياني مزبور، واجد ارزش بيان بوده است) در نقل قول مستقيم راي وحدت رويه (به جهت داشتن اعتبار و ارزشي همانند قانون) آسيب وارد نشود و از طرف ديگر، در ذكر مقدمه انتشار آراي وحدت رويه (تحت عنوان «خلاصه گزارش پرونده») سعي شده است تا مضمون آن (و يا بعضا عين عبارات و جملات) ذكر شود و عنداللزوم، تاريخ تصويب قوانين به روز و ماه و سال و همچنين آزمايشي بودن برخي قوانين، تصريح شده و درج جريان صدور آراي متهافت نيز كه كاملا واجب و ضروري است، به شيوه تلخيص، مد نظر قرار گرفته است؛ البته باز هم، با تاكيد بر رعايت اين شرط اساسي و بنيادين كه به معنا و مفهوم آراي متهافت، لطمه وارد نشود. (در بيان آراي صادره از شعب مختلف مراجع قضايي، تلاش شده است تا غالبا به شيوه نقل قول مستقيم، متن راي عينا آورده شود)

همچنين سعي شده است، نظريات مشورتي صادره از اداره حقوقي دستگاه قضايي كشور كه با آراي وحدت رويه (مستقيم) يا موضوعات مرتبط با آنها (غيرمستقيم) ارتباط داشته است، ذكر شوند، ضمن آنكه سعي بر اين بوده است، از كليه جنبه هاي دخيل در مباحث حقوقي، بهره برده شود. خاصه آنكه، طي حدود 105 سال قانونگذاري پس از مشروطيت تاكنون ـ حسب اعلام برخي متوليان امر در روزنامه رسمي كشور ـ حدود 12000 قانون ، به تصويب رسيده است؛ حتي ممكن است كه در اين راه، كتاب حاضر، از جنبه صرف حقوقي، خارج و به ساير مباحث نيز وارد شده باشد؛ زيرا چه بپذيريم و چه نپذيريم، دانش «حقوق» با تمام شئون زندگي، ارتباط پيدا كرده است ... "

مطالب فوق، گزيده اي از ديباچه كتابي مفصل است كه يكي از اعضاي كانون وكلاي دادگستري مركز و وكلاي جوان پايه يك دادگستري، به نام آقاي آرش صادقيان، در 1350 صفحه، تحرير كرده و مشتمل بر شرح و تفصيل و نقد و بررسي نزديك به 450 فقره راي صادره از هيات عمومي ديوان عالي كشور، به عنوان «وحدت رويه» است. نگارش اين كتاب، مستمرا از سال 1386 آغاز شده و اكنون پس از 3 سال، پايان يافته است اما چون مولف، از اسفند 1374 تاكنون، بيش از 80 مقاله، نوشته كوتاه و بلند، اظهار نظر حقوقي و كتاب و بالجمله مباحث حقوقي را در رسانه هاي گروهي اعم از نوشتاري و مجازي به علاوه بازار نشر كتاب، از خود به جاي گذاشته است، قطعا و همان گونه كه خود اذعان كرده است، از آنها و بلكه از آموزه هاي پيش از دانشگاه نيز بي بهره نبوده است؛ گرچه، به گفته نويسنده، انديشه آغازين و طرح ابتدايي چنين پژوهشي، به سال 1378 باز مي گردد.

بناست كه كتاب ياد شده، به نام «راي وحدت رويه ديوان عالي كشور؛ پيشينه، ساختار، فهرست كامل، همراه با تحليل و تفسير، 1323 تا 1389»، به زودی با همراهی گروه حقوقي وكيل الرعايا و پشتيباني معنوي گروه وكلاي جوان پارسيان، منتشر شده و در اختيار علاقه مندان قرار گیرد.

به نظر مي رسد كه كتاب مذكور، يكي از كامل ترين ِ كتب، در خصوص «راي وحدت رويه صادره از هيات عمومي ديوان عالي كشور »، در ميان نمونه هاي موجود در بازار فعلي كتابهاي حقوقي ايران است كه صرفا جنبه «گردآوري» ندارد و يا منحصرا «حاشيه نويسي» محسوب نمي شود، زيرا براي مثال، مولف پيش از ورود به بحث يكايك آراي وحدت رويه در حقوق ايران، فقط سه گفتار را به آشنايي با مسائل مرتبط با راي وحدت رويه و ريشه اش و ارتباط تنگاتنگ آن با قانون اساسي، اختصاص داده است كه خود، حدود 150 صفحه است.

دقت نظر و ريزبيني نويسنده در پيدا كردن حتي تاريخ ها و عناوين مطالب، با جستجويي مثال زدني در منابع معتبر و مستند و حتي يافتن آراي وحدت رويه در چند منبع و ماخذ و مقايسه آنها با يكديگر، به علاوه ذكر توضيحات كامل در جميع مسائل (ولو غيرحقوقي) و يافتن مقررات قديم و جديد در حقوق نوشته ايران، از ديگر نكات ممتاز اين كتاب است، تا جايي كه حتي مواردي كشف شده اند كه تاكنون چند دهه، به اشتباه، راي وحدت رويه شناسانده شده اند و يا حتي نمونه اي كه در يك جا، راي وحدت رويه و در جايي ديگر، راي اصراري معرفي شده است.

بعضا در اين كتاب، مواردي ديده مي شوند كه گويي، مولف با آوردن نظرات بديع، قصد ارائه پايان نامه اي دانشگاهي داشته است اما خود اصرار دارد كه بدون ورود به مقاطع تحصيلات تكميلي و بنا بر دانش و تجربه وكالتي خويش، مبادرت به تاليف چنين تحقيقي گسترده كرده است؛ آنجا كه خود تاكيد كرده است، برخي از موضوعات را از طرح مباحثي در جلسات ماهانه گروه وكلاي پارسيان و به ويژه نشست های حقوقی گروه حقوقي وكيل الرعايا، الهام گرفته است.

همچنين بايد از اختصاص عناوين مبسوط در تقسيم بندي موضوعي آراي وحدت رويه، در اين كتاب ياد كرد چه ، مولف به عناوين كلي و نام آشنا نظير آيين دادرسي مدني، حقوق جزا، حقوق مدني، آيين دادرسي كيفري، حقوق تجارت، ... اكتفا ننموده و سعي كرده است تا مباحث جزئي مربوط به آن عناوين كلي را مطرح كند كه نتيجتا، 90 عنوان را به فراخور ديدگاه خويش، ارائه نموده و در عين حال، خود را در نمونه هاي كليشه اي كتابهاي مختص آراي وحدت رويه كه اكنون در بازار كتاب موجود است، محصور نكرده و لذا تلفيقي از روش موضوعي و تاريخي را به سبك مورد نظر خود، تهيه كرده و نگاشته است كه مسلما در حقوق كاربردي، اهميت فوق العاده دارد؛ البته در اواخر كتاب، مولف ابتكار به خرج داده و به جاي تقسيم آراي وحدت رويه، به تاريخ يا موضوع، دو گونه طبقه بندي نو ارائه كرده است كه عبارتند از اولا، آرايي كه شماره يكسان ولي تاريخ مختلف دارند و ثانيا، تفكيك آرا به روز و ماه در سالهاي گوناگون تا روشن شود كه در هر روز از 365 روز سال، چه تعداد راي وحدت رويه صادر شده است و كلا در چه ماه هايي از سال، راي وحدت رويه، بيشتر صادر شده است .

در هر حال ، سعي و خستگي ناپذيري نويسنده كه در آستانه وارد شدن به 40 سالگي است، كتابي وزين را توام با جنبه هاي تئوري و عملي، در آستانه عرضه به دست اندركاران حقوقي و قضايي كشور دارد ـ با تاكيد بر آنكه هر كتابی ممکن است، متضمن كاستي و اشتباه باشد ـ درخور تحسین است و حاوی این پیام که ساير حقوقدانان جوان نیز نهراسند و در مورد مباحث متنوع و بي شمار حقوقي، قدم در ميدان گذارند. این اثر، به زودی وارد بازار کتاب خواهد شد.

نقل از سایت وکیل الرعایا 

 

خبر حقوقی

طي حكمي از سوي لاريجاني؛
محسني اژيه، سخنگوي قوه قضاييه شد

 

 

 

طي حكمي از سوي آيت‌الله آملي لاريجاني رييس قوه قضاييه، حجت‌ الاسلام و المسلمين محسني اژيه دادستان كل كشور به مدت 2 سال به عنوان سخنگوي قوه قضاييه منصوب شد.

به گزارش ايسنا، حسن رحيمي مديركل روابط عمومي و تشريقات قوه قضاييه با اعلام اين خبر افزود: رييس قوه قضاييه در حكم صادره با تاكيد بر امر خطير اطلاع‌رساني، تعامل مناسب ميان جامعه و دستگاه قضايي و پاسخگويي به افكار عمومي را از اهم اقدامات آتي سخنگو برشمرد.

انتهاي پيام

كد خبر: 8906-14696

مصاحبه

آخوندي در گفت‌وگو با ايسنا تاكيد كرد:
*اصلاح قانون نحوه اجراي محكوميت‌هاي مالي
* پيش‌بيني "كار بـدل از بازداشت" براي بدهكاران

 

 

 

 

يك متخصص حقوق جزا و جرم‌شناسي بر لزوم اصلاح قانون نحوه اجراي محكوميت‌هاي مالي و ايجاد ساز وكارهاي جايگزين حبس براي بدهكاران تاكيد كرد.

دكتر محمود آخوندي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، در مورد قانون نحوه اجراي محكوميت‌هاي مالي تصريح كرد: اساسا اگر نمي‌خواهيم افراد بدهكار بازداشت شوند، چرا براساس قانون آنها را بازداشت مي‌كنيم و بعد براي آزادي اين قبيل زندانيان به جمع‌آوري كمك‌هاي مردمي مي‌پردازيم؟

وي با طرح اين پرسش، افزود: امروزه در بيشتر كشورهاي جهان، بحث بازداشت براي جبران ضرر و زيان مالي و پرداخت‌هاي مدني منتفي است و ساز و كارهاي ديگري در اين زمينه انديشيده شده است.

اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: يكي از بهترين ساز و كارها كه اغلب كشورهاي پيشرفته نيز به آن روي آورده‌اند، كار بدل از بازداشت و محكوميت است كه براساس آن، به جاي زنداني كردن فرد بدهكار براي وي زمينه انجام كار فراهم مي‌شود و درصدي از درآمد او متناسب با ميزان محكوميت را به فرد طلبكار مي‌دهند تا هم طلبكار به پول خود برسد و هم مشكلات ناشي از حبس بر محكوم و خانواده‌ وي تحميل نشود.

آخوندي با تاكيد بر لزوم اصلاح قانون، اظهار كرد: براساس شرع مقدس نيز با توجه به عبارت "المفلس في‌امان الله" زنداني كردن بدهكار روا نيست.

اين حقوقدان به مزيت ديگر جايگزيني ساير مجازات‌ها به جاي حبس براي افراد بدهكار اشاره كرد و ادامه داد: اگر شهروندان بدانند كه نمي‌توان فرد بدهكار را زنداني كرد در انجام معاملات خود دقت بيشتري به خرج مي‌دهند و خود به خود اين موضوع موجب كاهش دعاوي مي‌شود؛ زيرا در حال حاضر، مردم با اين تفكر كه نهايتا طرف خود را به زندان مي‌اندازند، توجه لازم را در انجام معاملات‌شان به خرج نمي‌دهند و همين مساله باعث بروز مشكلات متعدد براي جامعه مي‌شود.

انتهاي پيام

كد خبر: 8906-05233

مقاله حقوقی

شهر زيادي شلوغ شده است

تداخل قواي سه‌گانه ـ بهمن كشاورز وكيل دادگستري

 

 

- گفته‌اند «قانونگذار حكيم است» يعني وقتي قانون مي‌نويسد مي‌داند چه مي‌نويسد و مي‌داند چرا مي‌نويسد و مي‌داند كه نوشته‌اش چه آثاري خواهد داشت، چه مشكلاتي را حل و - در مواردي ناچار – چه مسائلي را ايجاد خواهد كرد.
بي‌گمان روش‌ها و راه‌حل‌هايي كه قانونگذار در يك مقطع زماني خاص پيش‌بيني مي‌كند و برمي‌گزيند، از ديدگاه و به نظر خود او (قانونگذار) دربردارنده حداكثر مصلحت و منفعت و حداقل مفرت و اشكال براي ملك و ملت است.
واضح است وقتي قانون اساسي مطرح باشد، اين ويژگي‌ها و ملاحظات صدچندان خواهد شد و قانونگذاران با آگاهي از اينكه آنچه مي‌نويسند به سادگي قابل تغيير و اصلاح نيست و ضمناً پايه و اساس اركان كشور و همه امور مهم آن خواهد بود، دقت و احتياط بيشتري مي‌كنند.
آنها كه قانون اساسي ما را نوشتند از طبقات و قشرهاي مختلف بودند، آگاهي‌هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و تخصص‌هاي گوناگون داشتند. در آن مقطع همه آنها در پي ايجاد جامعه‌اي نمونه و قابل ترقي و گسترش نظم و عدالت و خلاصه همه چيزهاي خوبي بودند كه برگزيدگان يك ملت براي هم‌ميهنان‌شان آرزو دارند و مي‌خواهند.
اينكه ديدگاه‌ها و پندارهاي اين قانونگذاران تا چه اندازه درست بود و در متن قانون اساسي تا چه حد منعكس شد و آيا با اين قانون اساسي كشور به اهداف عالي و متعالي آن قانونگذاران رسيده است يا خواهد رسيد، موضوع بحث ما نيست. مسلم اين است كه اين قانون همانند همه ساخته‌هاي ذهن و دست بشر، ناچار داراي نقص‌ها و اشكالاتي است كه تغيير و اصلاح بسياري از قسمت‌هاي آن را ايجاب مي‌كند. همچنان كه فقط ۱۰ سال پس از تصويب آن نياز احساس و آن تغيير انجام شد. اما به هر حال همين متن قابل اصلاح و تغيير، كه نتيجه كار نمايندگان مردم و - بنا بر اصل - حاوي خواسته‌هاي اصلي و اصولي آنها است، فعلاً قانون اساسي ما است و بايد بي‌چون و چرا اجرا شود. اگر هم كس يا كساني – به موجب همين قانون حق «چون و چرا» درباره اجرا – يا نحوه اجرا-ي آن را داشته باشند فقط در محدوده همين قانون و با رعايت دقيق آن بايد عمل كنند والا با عكس‌العمل‌هاي سياسي پيش‌بيني‌شده در خود قانون و برخوردهاي قضايي و انتظامي مندرج در قوانين كيفري و اداري مواجه خواهند شد (يا بايد مواجه شوند).

۲- به موجب اصل ۵۶ قانون اساسي «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است هيچ كس نمي‌تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد مي‌آيد، اعمال مي‌كند.» مفهوم اين اصل كاملاً روشن است و موقعيت «ملت» و رابطه او با كارگزارانش را – كه وابستگان سه قوه هستند – به وضوح نشان مي‌دهد.
بلافاصله پس از اين اصل، اصل ۵۷ قانون اساسي آمده كه در آن استقلال قواي سه‌گانه – مقننه، مجريه و قضائيه – از يكديگر، صريحاً بيان شده است.
معني «استقلال» روشن است و به طور خلاصه منظور اين است كه هر يك از اين قوا در محدوده اختيارات و وظايف خود اقدام و از ورود به حيطه قواي ديگر خودداري كنند. فلاسفه و دانشمنداني كه روش تفكيك قوا را براي اداره امور كشورها ابداع كردند، به اين نتيجه رسيده بودند كه اين بهترين روش براي اداره كشور است، حداكثر نفع و حداقل ضرر را دربر دارد و از ديكتاتوري و خودكامگي جلوگيري مي‌كند.
طرفه اينكه اصول اين استنباط هنوز هم معتبر است.
قوه مقننه سياستگذار و قانونگذار و بيان‌كننده خواسته‌هاي ملت و تعيين‌كننده نحوه اجراي اين سياست‌هاست. قوه مجريه بايد آنچه را قوه مقننه به او مي‌گويد و دستور مي‌دهد اجرا كند. قوه قضائيه بايد به دور از هر گرايش خاص سياسي و جناحي و عقيدتي، با اقتدار در صحنه حضور داشته باشد. اختلافات افراد و اشخاص را بررسي و ذي‌حق و بي‌حق را تعيين و حدود الهي و قوانين موضوعه را اجرا كند.
رواني و آساني گردش امور كشور منوط به آن است كه هر يك از قوا در جاي خود بمانند و از گليم خويش پا را فراتر نگذارند.

۳- به نظر مي‌رسد به دلايلي كه براي بنده و امثال بنده قابل درك نيست و اگر هم قابل درك و فهم باشد، به هيچ‌وجه، قابل قبول و توجيه نيست، نظم و تقسيم‌بندي مورد نظر قانونگذار در اصل ۵۷ قانون اساسي، به طور فاحش و شگفت‌انگيزي، درهم ريخته است. چيزهايي مي‌شنويم و مي‌خوانيم كه قابل هضم نيست و جالب اين است كه نه آنها كه قانون اساسي را نقض و به قوانين عادي بي‌اعتنايي مي‌كنند كوتاه مي‌آيند و نه آنها كه به موجب قوانين تكليف برخورد با اين موارد را دارند، از ابزارهاي قانوني كه در اختيارشان است استفاده مي‌كنند. در اين ميان ناچار اين پرسش در ذهن مطرح مي‌شود كه تكليف «ملت» يعني صاحبكار و مخدوم و ارباب و ولي‌نعمت، همه نظام و همه اصحاب قواي سه‌گانه چيست؟

۴- مثال‌ها در اين موارد شايد بيش از اينها باشد، اما اين موارد ارتجالاً و بلافاصله به ياد مي‌آيد:
الف – گروهي از نمايندگان محترم مردم در مجلس (قوه مقننه) به رئيس قوه قضائيه هشدار و انذار مي‌دهند كه با فلان گروه يا فلان افراد برخورد شديد قضايي داشته باشد.
روشن است كه چنين هشداري در حيطه اختيارات قوه مقننه نيست. مكانيسم موجود در قانون اساسي ما – خوب يا بد – حتي مسير سوال يا استيضاح بالاترين مقام قضايي را بسته است. تنها امكان استفاده از ضوابط كميسيون اصل ۹۰ و به طريق اولي قانونگذاري در جهت خواسته مجلس است. خود رئيس قوه قضائيه هم نمي‌تواند – و نبايد – به دادگاه‌ها بگويد با مسائل قضايي – به طور خاص – چگونه برخورد كنند.
آيا نمايندگان محترم هشداردهنده به اين معني واقف نبوده‌اند؟

ب – رياست محترم جمهوري:
اولاً – فرمودند قوانيني را اجرا خواهند فرمود كه قابل اجرا باشد و توضيح دادند مجلس قوانيني تصويب مي‌كند كه «پدر صاحب بچه را درمي‌آورد» و قابل اجرا نيست.
ثانياً – در مورد ديگر فرمودند قانوني كه پس از بروز اختلاف بين مجلس و شوراي نگهبان به مجمع تشخيص مصلحت رفته و تصويب شده و براي اجرا ابلاغ شده، «قانون نيست» بنابراين آن را اجرا نخواهند فرمود.
ثالثاً – از ابلاغ برخي قوانين براي اجرا سر باز زدند و در نهايت رئيس مجلس از اختيارات قانوني خود براي ابلاغ قوانين استفاده كرد.
رابعاً – از ارسال بعضي مصوبات دولت و كميسيون‌هاي موضوع اصل ۱۳۸ قانون اساسي براي اطلاع رئيس مجلس و مميزي آنها از جهت انطباق با قوانين خودداري فرمودند تا جايي كه وضع و تصويب قانون عادي براي اجرايي شدن اين ضابطه لازم شد.
پ – فردي به اتهام جاسوسي و برخي اتهامات ديگر مورد تعقيب قرار گرفته، از اتهام جاسوسي تبرئه و در موارد ديگر محكوم و راي صادره قطعي و اجرا شده است. اينك شنيده مي‌شود كه از ديدگاه قوه مجريه اين فرد جاسوس است.
توضيحات داده‌شده در اين خصوص - به نقل از خبر صفحه اول روزنامه شرق ۴/۶/۱۳۸۹ به اين قرار است: «آنچه وزارت اطلاعات مي‌گويد، براساس مستنداتي است كه دارد و در واقع تعريفي كه ما از جاسوس بودن آن داريم.
براساس اين مستندات است كه [اطلاعات وزارتخانه] به مراجع قضايي منعكس شده است و آنها در جريان هستند... نمي‌خواهيم دستگاه قضايي را زير سوال ببريم... اينكه در دستگاه قضايي ممكن است نقصي در قانون وجود داشته باشد به اين معني نيست كه اين فرد جاسوس نيست. بنابراين تبرئه وي توسط دستگاه قضا بيانگر اين نيست كه جاسوس نباشد چرا كه براساس اسناد ما ايشان جاسوس محسوب مي‌شود...»
بنده فرد مورد بحث را نمي‌شناسم و فقط در خبر شرق خواندم كه وي «... در خانواده‌اي با وضع مالي خوب و داشتن مدرك دكترا...» دليلي براي جاسوسي نداشته است. بنده نمي‌دانم تجديد مطلع اين ماجرا براي چيست و چون بي‌شك بحث منافع سياسي و كشمكش‌هاي ناشي از آن در بين است، علاقه‌اي هم به دانستن علت يا حتي سبب ندارم. اما دقيقاً به همان دليلي كه تماشاچي ايراني فوتبال «آفسايد» را زودتر از داور يا كمك‌داور مي‌بيند و فرياد مي‌زند و تماشاچي كشتي فشار غيرمتعارف يكي از طرفين را به زانو يا كمر طرف ديگر در زير يك خم و كنده كشتي تشخيص و تذكر مي‌دهد و به رغم اينكه مدعي اخير قضيه سازماني است كه به حكم عقل از نزديك آن هم نبايد گذشت، عرض مي‌كنم:

اولاً- فرد مورد بحث غيرنظامي است. در قانون مجازات اسلامي جرم جاسوسي تعريف نشده است و تعريف يا تعريف‌هايي كه در مورد اين جرم موجود است مختص نظاميان است. بنابراين انتساب جرم جاسوسي به غيرنظاميان در قدم اول با مشكل فقدان تعريف قانوني مواجه است كه اشكالي بزرگ و بنيادي است و تاكنون حل نشده است.

ثانياً- تعريف جرم، كار قانونگذار است و مقامات قضايي و - به طريق اولي اجرايي - حق جرم انگاري افعال را ندارند.

ثالثاً- وقتي حكمي از دادگاه صالح صادر و قطعي شد، تغيير آن جز در موارد استثنايي و با رعايت ضوابط و روش‌هاي قانوني ممكن و ميسر نيست.

رابعاً- ممكن است طرح مجدد قضيه اتفاقي باشد و هيچ اثر جدي و بالفعل قضايي و اجرايي بر آن مترتب نشود. اما روزگاري را مجسم كنيم كه متهم‌كننده و طرف اتهام (كه از نظر قضايي تبرئه شده است) و بنده تماشاچي و ديگر افراد ذي‌نفع و تماشاچي رفته و خاك شده‌ايم، اما اولاد و احفاد و اخلاف اين بنده خدا كه «از خانواده‌اي با وضع مالي خوب و درجه دكترا...» و آبرو و اعتباري داشته و زر و بال «جاسوس بودن» پدر و جد و جد اعلاي خود را - به استناد قول يك مقام مسوول - بايد تحمل كند. واقعاً خدا را خوش مي‌آيد؟

ت- رياست محترم قوه قضائيه:
اولاً- اجراي ماده ۱۸ اصلاحي قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب را - كه مصوبه مجلس است و به وسيله مجلس تفسير شده است - با تعيين روش اجرايي خاص بر مبناي برداشت و تفسير خود از ماده مذكور، متوقف مي‌فرمايند.
ثانياً- باوجود نظريه ۰۴۱۸- ۲/۵/۶۹ شوراي محترم نگهبان كه در بند ۲ آن آمده است: «درخصوص نظارت رئيس ديوان عالي كشور و دادستان كل و ايجاد واحد نظارت توسط هر يك از آنان اصل ۱۶۱ ساكت است و نياز به قانون دارد»، دستورالعمل و آيين‌نامه نظارت بر اجراي قوانين را تصويب و منتشر فرموده‌اند.

ث – رياست محترم ديوان عدالت اداري، دادخواست كانون‌هاي نوزده‌گانه وكلاي ايران را درخصوص تقاضاي ابطال آيين‌نامه اجرايي لايحه استقلال كانون وكلاي دادگستري – كه بيش از يك سال از تقديم و ثبت آن گذشته – به‌رغم چندين بار پيگيري در هيات عمومي ديوان عدالت مطرح نمي‌فرمايند و شنيده مي‌شود كه بحث عدم صلاحيت ديوان در رسيدگي به تصميمات غيرقضايي قوه قضائيه – با وجود سوابق متعدد قبلي در خصوص وجود اين صلاحيت كه اعمال هم شده است – مطرح شده است.

ج – كساني آشكارا و به كرات اعلام و ادعا مي‌كنند عليه كسان ديگري در قوه قضائيه طرح شكايت كرده‌اند و به شكايت ايشان رسيدگي و تعيين تكليف نشده است. حال آنكه به شكايات – ولو واهي و بي‌اساس – بايد با فوريت و سرعت عرفي رسيدگي كرد و نظر قضايي اعلام شود تا هم شاكي تكليف خود را بداند و هم مشتكي‌عنه – اگر تبرئه يا برايش قرار منع پيگرد صادر شده – از حق شكايت عليه مفتري و اشاعه‌دهنده اكاذيب استفاده كند.

چ – شنيده مي‌شود برخي مراجع قضايي از دريافت شكايات به اين عنوان كه «جنبه كيفري ندارد» خودداري مي‌كنند، بدون اينكه نظر قضايي مشخص و مكتوب بدهند. همچنين با تقاضاي اعاده دادرسي كيفري نيز به همين نحو برخورد مي‌كنند. اگر اين اخبار درست باشد، اين به مفهوم دخالت مقام قضايي در امر قانونگذاري و تغيير ضوابط قانوني به دلخواه خويش است.

۵ – اينكه گاهي در جايي و گوشه‌اي به قانون بي‌اعتنايي شود، در همه كشورها و سيستم‌ها ممكن است اما از يك سو بي‌اعتنايي به قانون اساسي قابل قبول – و حتي قابل تصور – نيست و از ديگر سو تواتر و تكرار اين‌گونه موارد رفته‌رفته در اذهان مردم عادي – نظير بنده، كه نه سر پيازند و نه ته آن – اين فكر را برمي‌انگيزد كه «شهر نه‌تنها شلوغ بلكه زيادي و بيش از اندازه شلوغ شده است» و اين احساس بسيار مخرب مي‌تواند باشد.

نقل از روزنامه شرق

مصاحبه

رييس كانون وكلاي مركز:‌
*اتحاد ما با اتحاديه كانون‌هاي وكلا پابرجاست
*پيشنهادات هيات مديره درباره آزمون 89 با اتحاديه مطرح خواهد شد

 

 

 

 

رييس كانون وكلاي دادگستري مركز از بررسي پيشنهاد شوراي اجرايي اتحاديه كانون‌هاي وكلا در جلسه صبح امروز هيات مديره كانون مركز خبر داد.

سيد محمد جندقي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، ضمن تاكيد بر همبستگي كانون مركز با اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلا گفت: در جلسه امروز هيات مديره كانون مركز پيشنهاد شوراي اجرايي اتحاديه درباره نحوه برگزاري آزمون وكالت ‌٨٩ كه در جلسه روز پنجشنبه تصويب شده بود، مورد بحث و بررسي قرار گرفت و پيشنهادات مختلفي مطرح شد كه مجموع اين پيشنهادات فردا با رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري مطرح خواهد شد.

وي با اشاره به اينكه موضوع برگزاري آزمون وكالت به صورت جداگانه يا يكپارچه به زودي حل و براي آگاهي داوطلبان اعلام مي‌شود، خاطرنشان كرد: اتحاد ما با اتحاديه كانون‌هاي وكلا پابرجاست. ما از بنيانگذاران اتحاديه هستيم و صددرصد اتحاد خودمان را با كانون‌هاي ديگر حفظ خواهيم كرد و اگر بحثي در خصوص جدايي آزمون مطرح مي‌شود به منزله جدايي از اتحاديه نيست بلكه صرفا برداشت متفاوتي از متن قانون است.

جلسه شوراي اجرايي اتحاديه درباره نحوه برگزاري آزمون كانون مركز روز پنجشنبه (‌٢٨/٥/٨٩) با حضور اعضاي اسكودا و چند عضو هيات مديره كانون مركز برگزار شد و در نهايت پيشنهاد يكي از اعضاي هيات مديره كانون مركز با اصلاحاتي از جانب شوراي اجرايي به تصويب رسيد و اين پيشنهاد روز شنبه براي بررسي به كانون مركز ارسال شد.

انتهاي پيام

كد خبر: 8906-01488

مصاحبه

رييس اتحاديه كانون‌هاي وكلاي دادگستري خبر داد:
آزمون وكالت 89 به صورت يكپارچه برگزار مي‌شود

 

 

 

 

رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري از برگزاري يكپارچه آزمون وكالت كانون مركز با اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري خبر داد.

بهمن كشاورز در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، گفت: آزمون ورودي كانون وكلا انشاءالله با شركت همه كانون‌ها به طور يكجا در 12 آذرماه برگزار خواهد شد.

وي افزود: شرايط داوطلبان و كيفيت برگزاري و ساير مسايل همانند سال گذشته خواهد بود. تغيير بنيادي و جدي كه باعث نگراني داوطلبان باشد حادث نشده است. بنابراين دوستان ما مي‌توانند در انتظار نشر آگهي در پايان شهريور ماه و ثبت نام از طريق اينترنت در مدتي كه در آگهي تعيين خواهد شد باشند و با آسودگي خيال به مطالعه بپردازند.

انتهاي پيام

كد خبر: 8906-02244

مصاحبه

/مراسم افطار جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري/
اباذر محبي:
ماهيت رسالت وكلا جدايي حق از باطل است

 

 

 

مراسم افطار جمعيت اسلامي وکلاي دادگستري با حضور حجت‌الاسلام و المسلمين رازيني، معاون حقوقي و قضايي قوه قضاييه و جمعي از وكلا و برخي قضات دادگستري در محل هتل انقلاب برگزار شد.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اباذر محبي رييس جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري در مراسم افطار شب گذشته با اشاره به تقدس وكالت در انديشه‌ اسلامي، اظهار كرد: اگر از دريچه اسلام به حرفه وکالت بنگريم چهره متفاوت از اين حرفه نمايان مي‌شود كه البته سال‌هاست به اين موضوع توجه نشده است.

محبي ادامه داد: آيا ما كه به عنوان وكيل مسلمان در جامعه خدمت مي‌كنيم تاكنون توجه كرده‌ايم كه قرآن به عنوان كتاب الهي براي وكلا چه آموزه‌هايي دارد؟ قرآن براي هدايت همه انسان‌ها آموزه‌هايي دارد.

رييس جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري با اشاره به اين كه قرآن كريم موارد زيادي در اين خصوص بيان كرده است به آ‌يه‌هاي 42 و 44 سوره بقره اشاره كرد و گفت: در آيه 42 اين سوره آمده است حق را با باطل نياميزيد و حقيقت را با اين كه مي‌دانيد، كتمان نكنيد. همچنين در آيه‌ 44 سوره بقره آمده است آيا مردم را به نيكي دعوت مي‌كنيد اما خودتان را فراموش مي‌كنيد با اين‌كه خودتان كتاب را مي‌خوانيد، آيا هيچ فكر نمي‌كنيد؟

رييس جمعيت اسلامي وكلا با بيان اين‌كه ماهيت وظيفه و رسالت ما وكلا جدايي حق از باطل است، گفت: اخيرا اقداماتي براي تحول در فعاليت‌هاي جاودان انجام داده‌ايم و قرار است اواخر مهر ماه، مجمع عمومي جمعيت اسلامي برگزار شود.

انتهاي پيام

كد خبر: 8906-01949

مصاحبه

رازيني:
*كارها با بگير و ببند پيش نمي‌رود
*شان‌ وكيل در ايران مخدوش است
*معتقد به محدوديت حق‌الوكاله‌ها نيستم

 

 

 

معاون حقوقي و توسعه قضايي قوه قضاييه گفت: معتقدم اگر ديوان عدالت اداري براساس قانون و به طور شفاف نيز صلاحيت ابطال مصوبات رييس قوه قضاييه را داشته باشد، باز هم در عمل بايد از ابطال اين مصوبات خودداري كرد و با مذاكره و بحث،‌ در مسير اصلاح مصوبه گام برداشت.

به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، حجت‌ الاسلام و المسلمين علي رازيني طي سخناني در مراسم افطار جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري (جاودان)، با اشاره به آيين‌نامه اجرايي لايحه استقلال كانون وكلا و طرح دادخواست مربوط به آن در ديوان عدالت اداري، تصريح كرد: زماني كه من در ديوان عدالت اداري بودم، در مورد اين آيين‌نامه مراجعه شد اما مطرح شدن آن را نپذيرفتم، زيرا احساس مي‌كردم راه مناسب‌تري براي پيگيري موضوع وجود داشت و آن اينكه از طريق رييس قوه قضاييه دنبال شود.

وي صلاحيت ديوان عدالت در خصوص ابطال مصوبات مسوولان قضايي و سازمان‌هاي تابعه قوه قضاييه را محل اختلاف دانست و ادامه داد: با توجه به ابهامي كه در اين زمينه وجود داشت، زماني كه قانون ديوان عدالت تهيه مي‌شد در آن ماده‌اي به صورت شفاف آورديم مبني بر اينكه ديوان صلاحيت رسيدگي به مصوبات قواي سه گانه را دارد.

معاون قوه قضاييه ادامه داد: اين عبارت در شوراي نگهبان مورد ايراد قرار گرفت و با توجه به اصرار چند باره مجلس بر آن، موضوع در مجمع تشخيص مصحلت نظام مطرح شد اما به تصويب مجمع نرسيد و نهايتا همان عبارت قانون سابق را آوردند كه به اين ترتيب ابهام موجود برطرف نشد.

رازيني با بيان اينكه از قانون مي‌توان اين برداشت را كرد كه تصميمات غيرقضايي قوه قضاييه قابل شكايت در ديوان عدالت اداري است،‌ اظهار كرد: من به لحاظ مصلحتي معتقدم كه اين صلاحيت‌زدايي به نفع قوه قضاييه نيست،‌ چرا كه همه در برابر قانون يكسانند، به نحوي كه اگر مثلا بي‌قانوني براي وزير بهداشت اشكال دارد، براي پزشكي قانوني هم اشكال دارد و سازمان ثبت احوال با سازمان ثبت اسناد در رعايت قانون فرقي ندارد. ضمن اينكه به هر حال مرجع عام تظلم خواهي، ‌دادگستري است و نهايتا چنين موضوعاتي ممكن است در دادگاه مطرح شود و حداكثر سه قاضي در مورد آن نظر دهند، در حالي كه اگر موضوعاتي از اين دست در هيات عمومي ديوان عدالت طرح شود، حداقل 70 قاضي در مورد آن نظر مي‌دهند.

اين مسوول عالي قضايي گفت: شخصا از نظر تئوري معتقدم كه مصوبات قوه قضاييه نيز بايد قابل ابطال از سوي ديوان عدالت باشد اما در حال حاضر مسوولان فعلي دستگاه قضايي و ديوان عدالت اداري معتقد به اين صلاحيت نيستند؛ لذا راه‌عملي براي ابطال وجود ندارد.

وي در عين حال افزود: به عنوان يك مدير قضايي معتقدم حتي اگر قانون نيز به طور شفاف اين صلاحيت را به ديوان عدالت مي‌داد، بايد تنها به صورت ابزاري براي جلوگيري از تصويب مصوبات مغاير قانون به آن نگاه مي‌شد،‌ نه اينكه عملا چنين مصوباتي ابطال شود، بلكه بايد با مذاكره و بحث در جهت اصلاح اين قبيل مصوبات گام برداشت.

معاون قوه قضاييه به وكلا توصيه كرد كه در مورد اين آيين‌نامه نيز با رييس قوه قضاييه جلساتي برگزار كنند و با استدلال بيان كنند كه اجراي آن به مصحلت نيست.

وي اظهار كرد: آيت‌الله لاريجاني با توجه به سابقه حضور در شوراي نگهبان، فردي دقيق و ريزبين هستند و به هيچ‌وجه مواردي را كه شبهه خلاف قانون داشته باشد امضا نمي‌كنند.

رازيني با بيان اينكه نبايد در جامعه تقابل ميان قضات و وكلا تداعي شود،‌ خاطرنشان كرد: در مورد قانون وكالت، من در خدمت عزيزان هستم و آماده‌ايم كه اين پروژه‌ فعال شود. به اين ترتيب در صورت نهايي شدن پيش‌نويسي كه توسط وكلا در حال تهيه است، ‌نسخه‌اي از آن در اختيار ما قرار گيرد تا مطالعه كنيم.

به گزارش ايسنا، معاون حقوقي وتوسعه قضايي قوه قضاييه در بخش ابتدايي سخنان خود، ماه مبارك رمضان را فرصتي براي نزديك شدن دلها به يكديگر دانست و اظهار كرد: تجربه نشان داده كه كارها با بگير و ببند پيش نمي‌رود و برد سلاح محبت خيلي بيشتر است.

وي با اشاره به سخنان مرحوم كي‌نيا استاد برجسته حقوق، گفت: ايشان به ما مي‌گفت كه قبل از قاضي بودن، بايد معلم باشيد و قبل از معلم بودن، طبيب باشيد.

رازيني گفت: قضات و وكلا مي‌توانند راهنماي خوبي براي مردم به سمت حق‌طلبي و قانع بودن به حق خود باشند.

وي در ادامه با بيان اينكه شان وكيل در ايران خيلي مخدوش است و رغبت عمومي نسبت به گرفتن وكيل وجود ندارد،‌خاطرنشان كرد: گاه افرادي مراجعه مي‌كنند و وكيل گرفتن طرف مقابل را دليلي بر باطل بودن ادعاي او مي‌دانند، يعني بسياري از افراد جامعه معتقدند كساني كه حق ندارند، وكيل مي‌گيرند. اين بسيار وحشتناك است.

معاون قوه قضاييه تاكيد كرد: جامعه بايد احساس كند كه وكالت، خوب و مفيد است و به وكيل خوب نگاه كنند. نگاه خود من، ده سال پس از شروع كار قضايي نسبت به وكلا مثبت شد. الان معتقدم اگر در پرونده‌هاي مهم و سنگين، حرف طرفين را وكيل باسواد و باانصاف بزند، كار قاضي بسيار ساده‌تر خواهد بود.

رازيني برخي عملكردها را موجب مخدوش شدن چهره وكلا دانست و افزود: مهمترين عامل حل اين مشكل، ‌خود وكلا هستند. گاهي خودمان با عملكرد بد باعث نارضايتي مردم مي‌شويم و چوبش را هم مي خوريم؛ لذا بايد فضاي حاكم بر جامعه وكالت را فضايي سالم و حق‌طلب كنيم. وكلا بايد در بين خود اقدام به ارزش‌گذاري كنند و به وكلاي مردم‌دار احترام بگذارند تا جامعه هم به آنها احترام بگذارد.

وي ادامه داد: ما قضات حقوق مي‌گيريم، شما حق الوكاله. اگر كار ما در مقابل اين دريافتي‌ها درست نباشد، همين حقوق و حق‌ الوكاله‌ها تيري در قلب و خاري در چشم مردم مي‌شود.

رازيني با تاكيد بر لزوم توجه وكلا به آيه شريفه "لاتلبسوا الحق بالباطل" تصريح كرد: اگر يك قاضي در اثر مبارزه وكيل در دفاع از باطل به اشتباه بيفتد و حكم غيرعادلانه‌اي بدهد، وكيل نيز در مسووليت شرعي اين راي سهيم است.

وي با بيان اينكه وكلا بايد در احقاق حق به قاضي كمك كنند، اظهار كرد: حقوق، علم شريفي است و شايد بتوان آن را مهمترين رشته علوم انساني دانست. ما نبايد حق "حقوق" را ضايع كنيم. اين علم براي گسترس عدل و نظم عمومي ايجاد شده اما متاسفانه برخي از ما آن را ابراز به دست آوردن پول كرده‌ايم. بايد حقوق را در مسير فلسفه آن كه همان احقاق حق است،‌ قرار دهيم و كمك كنيم كه حق در جامعه برپا شود و روحيه حق‌طلبي گسترش يابد.

معاون قوه قضاييه با تاكيد بر اينكه ارتباطات قضات و و كلا بايد معقول باشد،‌ گفت: ممكن است يك قاضي و وكيل با هم از قبل رفاقتي داشته‌اند يا همكلاس بوده‌اند. نبايد اين رابطه باعث طرح مسائل مربوط به پرونده در خارج از محيط كار شود، چرا كه اين كار، قوه قضاييه و وكيل را زير سوال مي‌برد. اين قبيل مسائل،‌ زحمات كل جامعه قضات و وكلا را نابود مي‌كند، زيرا چنين روابطي سربسته نمي‌ماند و به هر حال به بيرون درز مي‌كند.

رازيني در بخش ديگري از سخنان خود،‌ حق را از اسماي خداوند متعال دانست و افزود: بايد حق‌گرا باشيم تا جامعه به اين سمت هدايت شود. ما برهه‌اي طولاني در دادگاه انقلاب بوديم. الان مي‌بينيم با زندان كردن و شلاق زدن كار از پيش نمي‌رود بلكه بايد جامعه را آموزش داد.

وي تاكيد كرد: من وكالت را متمم قضاوت مي‌دانم و معتقد به محدوديت حق‌الوكاله‌ها هم نيستم اما وكلا دلشان را به پولهايي كه در صندوق صدقات مي‌ريزند، خوش نكنند. صدقه كار وكلا اين است كه مقداري به صورت رايگان يا ارزان‌قيمت وكالت كنند و به اقشاري مانند برخي خانم‌ها، روستاييان، كارگران و ساير كساني كه از حقوق خود اطلاع ندارند ياري برسانند تا ظلمي كه به آنها شده برطرف شود.

معاون حقوقي و توسعه قضايي قوه قضاييه، اضافه كرد: وكلا بايد در عرصه بين‌المللي نيز فعال باشند. گاهي ما در مورد مسائل حقوق بشري از طرف كساني تحت فشاريم كه افتخارشان در طول تاريخ،‌ استعمار بوده است. در مقابل، ما بايد در مسير احقاق حق و اعتلاي كلمه اسلام حركت كنيم. غرب از هر نكته كوچكي براي كوبيدن ما استفاده مي‌كند. وكلاي ما هم بايد نكات ضد حقوق بشري آنها را برملا كنند، چرا كه مشكل آنها در مسائل حقوق بشري بسيار بيشتر از ماست. وكيل بايد حس مسووليت داشته و دردمند باشد. مثلا اگر در حوادثي مانند غزه، جامعه وكالت ده بيانيه هم بدهد باز كم است و بايد بسيار قوي‌تر و فعال‌تر در چنين مسائلي عمل شود.

انتهاي پيام

كد خبر: 8906-02141

مصاحبه

مراسم افطار جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري/
كشاورز:
تاخير در ابطال آيين‌نامه اجرايي لايحه‌ استقلال كانون وكلا قابل توجيه نيست

 

 

 

 

بهمن كشاورز تعليق مكرر آيين‌نامه اجرايي لايحه‌ استقلال كانون وكلا را به معناي اين دانست كه اين آيين‌نامه از بنيان داراي اشكال است و گفت: تاخير در ابطال اين آيين‌نامه قابل توجيه نيست.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري سراسر كشور با حضور در مراسم افطار شب گذشته جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري در مورد آيين‌نامه اجرايي لايحه‌ استقلال كانون وكلا، اظهار كرد: اين مطلب كه آيين نامه مذكور با اصولي از قانون اساسي، موادي از قانون عادي و آرايي از هيات عمومي ديوان عدالت اداري در تعارض بين است مفروع‌عنه بوده و در آن هيچ ترديدي نيست.

وي با بيان اين‌كه دادخواستي كه از سوي ما ارائه شد با استفاده از راهنمايي و مشورت تعدادي از قضات سابق ديوان عدالت اداري و محققان صورت گرفت، به حضور حجت‌الاسلام والمسلمين رازيني رييس سابق ديوان عدالت اداري در اين مراسم اشاره كرد و گفت: يكي از مستندات ما رايي بود كه به امضاي وي صادر شده است و صراحتا حكايت از آن دارد كه ديوان عدالت اداري براي رسيدگي به تصميمات غيرقضايي قوه قضاييه صالح است.

كشاورز ادامه داد: دادخواست ارائه شده از سوي ما پس از ثبت به كميسيون تخصصي ديوان عدالت ارجاع شد و پس از مطالعه دقيق پرونده و رفع ابهامات جزيي از سوي ما به اتفاق، نظر داده شد كه ايرادات وارد است و اين آيين‌نامه از يك سو به علت اين كه مقدمه لازم براي تهيه‌ آ‌ن رعايت نشده و از ديگر سو به اين علت كه اجزاي آن داراي مشكل است، بايد باطل شود.

رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري سراسر كشور يادآور شد: مقدمه‌ واجبي كه رعايت نشده اين است كه كانون‌هاي وكلا بايد آن را به رياست قوه قضاييه داده و ايشان تصحيح كرده باشند. كانون‌هاي وكلا براساس اسناد كتبي موجود هرگز چنين پيشنهادي ندادند و در مورد اين كه اجزا داراي مغايرت است بيان آن در حوصله‌ جلسه‌ مذكور نيست.

وي ادامه داد: به دنبال اين گزارش از زمان تقديم دادخواست تاكنون 5 لايحه‌ تقاضاي پيگيري كه آخرين آن امروز نوشته شد و فردا به ثبت خواهد رسيد ارائه شده است و در اين فاصله مجددا به يكي از قضات سابق ديوان عدالت داده شد كه ايشان نيز حقانيت كانون‌ها را تاييد كردند؛ بنابراين آنچه منتظرش هستيم اين است كه آيين‌نامه حتما در هيات عمومي مطرح و ابطال شود و اميدواريم اين مساله محقق شود.

وي افزود: با توجه به اين كه هر چند رياست قوه قضاييه براي سومين بار اجراي آيين‌نامه را معلق كردند ولي همين تعليق مكرر معنايش اين است كه اين آيين‌نامه از بنيان داراي اشكال است و تاخير در ابطال آن قابل توجيه نيست.

كشاورز در مورد پيش‌نويس قانون وكالت نيز اظهار كرد: در حال حاضر سه پيش‌نويس در قوه قضاييه، مركز پژوهش‌هاي مجلس و اتحاديه كانون‌هاي وكلا مطرح است. البته يك پيش‌نويس مختصر ديگر نيز در كانون مركز در حال تهيه است. آنچه در اتحاديه تهيه شده دربرگيرنده ديدگاه‌هاي قوه قضاييه و همه كانون‌هاي وكلا است و به زودي علني و عرضه خواهد شد و براي بررسي به كميسيون قضايي مجلس خواهيم داد.

وي افزود: متن مربوط به مركز پژوهش‌هاي مجلس، در تحليل نهايي متن قابل قبولي است و اشكالات بسيار بزرگ ندارد و آنچه در قوه قضاييه بررسي شده اگر تغيير نكرده باشد تاكنون چهار، پنج مورد اشكال جدي دارد كه همان محل تعرض كانون‌ها با قوه قضاييه است. اميدواريم با تجميع موارد بتوانيم به متني برسيم كه رافع اشكالات و حلال مشكلات باشد و كانون‌هاي وكلا به نحوي عمل خواهند كرد كه در جميع جهات مورد تاييد قواي سه‌گانه باشند و همه از آن راضي باشند.

انتهاي پيام

كد خبر: 8906-02055