به درمان دردها بیندیشیم
نقدی بر نوشتار همکاران گرامی نعمت احمدی و سعید باقری
آرش دولتشاهی - وکیل دادگستری
در ده روز گذشته دو یادداشت انتقادی از همکاران گرامی نعمت احمدی و سعید باقری منتشر شد. هر دو مطلب بر نقد وضعیت کنونی کانون وکلا متمرکز بودند. شاید فردی نباشد که در صحت اعتباری انتقادات ایشان تردید نماید ( صرف نظر از وجود یا عدم اشکالات مذکور در عالم واقع) مسایلی از قبیل ضرورت ترجیح مصالح نهاد بر منافع شخصی و گروهی، نفی انحصار طلبی و تصدی مادام العمر سمت ها در دوایر کانون، لزوم شایسته سالاری و ... و اکثریت قریب به اتفاق وکلا کم یا بیش با محدودیت های درونی و مظالم بیرونی جامعه ی مستقل وکالت آشنا هستند.
بی نیاز از توضیح است که هیچ انسانی رفتار زشت را تصدیق و کردار نیک را نهی نکرده و هیچ شخصی عدالت، صداقت، قانون مندی، مردم سالاری و ... مردود نمی شمارد (و همه دیده ایم که حتی یک دیکتاتور نیز حاضر به قبول چنین صفتی نیست! ) بنابراین این جانب هم صدا با منتقدان محترم موارد کلی ابرازی را قاطعانه تایید می کنم اما شاید یادآوری چند نکته مفید باشد:
نقدی سازنده و کارگشا خواهد بود که ضمن شناختن تقصیرها و کاستی ها راه کارهای معقول و کاربردی حل مشکلات را به صورت صریح و دقیق ارایه نماید. پزشک حاذق کسی است که علاوه بر کشف درد، بیمار را درمان کند بنابراین صرف تبیین عیوب و نقایص موجود بدون بیان پیشنهادات عملی و سازگار با وضعیت فعلی، مفید و موثر نخواهد بود. به عبارت اخری نقد رهایی بخش آن است که بتواند سوال کلیدی چه باید کرد را پاسخ دهد. در واقع نظرات به غایت صحیح عموم همکاران منتقد از دو حال خارج نیست یا نکوهش امر ناپسندی است یا حمایت از نهادینه شدن مفاهیم نسبی و کلی مانند شایسته سالاری، ضابطه محوری و ... است. انتقادات وارده اصولاً ( به جز موارد استثنایی مانند پیشنهاد جناب احمدی جهت ممنوعیت عضویت متوالی در کمیسیون ها ) در بر دارنده ی راه حل های شفاف و قابل اجرا جهت رفع مشکلات یا ضوابط عینی و قابل احراز برای تحقق مفاهیم نیکی چون شایستگی نیست. من باب مثال به نظر نمی رسد کسی در این گزاره که دادستان انتظامی باید یکی از خوش نام ترین و منزه ترین وکلا باشد، مردد باشد اما سوال اساسی آن است چنین شخصی باید کدام ویژگی های سلبی و ایجابی قابل سنجش را دارا باشد تا خوش نام و منزه شناخته شود؟ آیا پاک نهادی و خوش نامی شرایط لازم هستند یا کافی؟
فقد محکومیت انتظامی، مدرک دانشگاهی بالاتر، سابقه وکالت بیشتر، تجربه ی طولانی اشتغال در مرجع انتظامی، پیشینه ی عضویت در هیئت مدیره و ...کدام معیار بر دیگری مقدم است؟ درباره ی سایر موارد نیز وضع به همین منوال است؟ انتخاب هیئت رییسه، مدیر داخلی و ...
آیا داشتن پروانه وکالت جهت تصدی به سمت مدیر داخلی ضروری است؟ آیا منع اشتغال به وکالت وی در مدت مدیریت لازم است؟ آیا رعایت حداقل و حداکثر سنی برای این پست لازم است؟ آیا اعضای هیئت رییسه باید پروانه خود را تودیع کرده، تمام وقت در اختیار کانون باشند؟ کدام موازین باید در انتخاب اعضاء کمیسیون ها لحاظ شوند تا شایسته سالاری بر آنها حاکم شود؟ مصالح و مفاسد چگونه تعریف می شوند؟آیا هیئت مدیره مجاز است هر آیینه با تمسک مکرر و بی ضابطه به تدبیر رعایت مصلحت برای مقاومت در مقابل قانون شکنی های خارجی یا نوآوری های داخلی مانع تراشی نماید؟ در خاتمه به نظر می رسد مدیران و کنش گران جامعه وکالت مستقل هر چه زودتر باید از مرحله ی شناسایی تقصیرها و قصور ها عبور کرده، توام با تقویت هم دلی و همبستگی، فرهنگ نقد پذیری و پاسخگویی را ترویج و نهادینه کرده، با تشریک مساعی و گفتگوهای سازنده برای بهبود نابسامانی های داخلی و برون رفت از وضعیت وخیم کنونی حرفه وکالت چاره اندیشی نموده و به منظور تحقق اهداف مورد نظر راه کارهای عینی، موثر و عملیاتی تدوین و اجرا نمایند.
نقل از وبلاگ وکلای ملت
به نام هستی بخش دانا