صلح جاویدان و حکومت قانون
نميتوان تصور كرد كه افراد يك قوم پيش از آن كه در ميان خود صلح را برقرار و حكومت قانون و امنيت را مستقر كرده باشند، با افراد ديگر مانوس و مالوف شده باشند.
همیشه این تصور وجود داشته که معنای «صلح» معلوم است و در نتیجه نیازی به تعریف ندارد؛ با این فرض اولیه که «صلح» یعنی نبود جنگ و ستیزه.
واقعیت این است که صلح هرچند آرامش به بار می آورد، اما «جنگ» را از میان نمی برد و حتی با آن ملازمت دارد.
دکتر «هدايتالله فلسفي» استاد ممتاز دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی درشاهکار جدید خود با عنوان «صلح جاويدان و حكومت قانون، ديالكتيك همانندي و تفاوت» براي اثبات اين موضوع، از فلسفه مدد ميگيرند، زيرا معتقدهستند تنها در عالم فلسفه ميتوان صورت عقلي، معنا و مفهوم صلح را نظاره كرد.
آن چه بديهي به نظر ميرسد اين كه «صلح» از مفاهيم عقلي به شمار ميآيد و صورت مطلق آن هنگامي به دست ميآيد كه در سير و سلوك تاريخ ازضد خودش که «جنگ» باشد رها شود و اين رهايي میسر نیست مگر در عالم لاهوت. در عالم ناسوت، صلح هميشه نسبي است، به اين معنا كه پیوسته با جنگ همراه است، هرچند كه در پي دور كردن آن از قلمروي خويش باشد.
در جوامع داخلی ، فردیت تابعان حقوق که همان منافع متعارض باشد، در برابر کلیت ارزشهای مرتبط با «صلح» که همان جامعه سازمان یافته یا «دولت» باشد، قرار می گیرد تا آنکه «حکومت قانون» استقرار یابد و منافع خصوصی با توجه به منافع عمومی و «خیرمشترک» موزون و متعادل گردد. اصولاً زیربنای همبستگی ملی هنگامی سست می گردد و از میان می رود که «قدرت» با «قدرت» مهار نشده باشد و «امنیت» صورت موزون جامعه و معرف «حکومت قانون» به نظر نیاید.
جامعه بین المللی نیز با پشت سرگذاشتن تحولات بیشمار، زیرکانه به مبادی نظم پی برده و در طول این چند دهه تمامی مساعی خود را در جهت ابتکار مفاهیم حقوقی جدید متمرکز کرده است. به نظر می رسد منطق حاکم بر سازمان ملل متحد ملغمه یی از رابطه « قدرت»، «همکاری» و «برابری» باشد.
با در نظر گرفتن همین منطق، استاد عالیقدر کوشیده است از رابطه دیالکتیکی همانندی (وحدت) و تفاوت (کثرت) به وضع جامعی دست یابد که مناط واقعی «نظم»، «عقلانیت»، «عدالت»، «خیر مشترک» و ملاک منطقی «صلح پایدار» و «حکومت قانون» در جامعه بین المللی کنونی باشد.
بدین منظور در در دفتر نخست از يگانگي انسانها (غلبه همانندی بر تفاوت ) و همزيستي دولتها (غلبه تفاوت بر همانندی) شاهد آورده شده است. اين يگانگي در ابتداي كتاب بررسي می گردد؛ زيرا زندگي افراد و جوامع پيوندي ناگسستني دارد و صلح نيز قرار است آرامش همين زندگي جمعي را فراهم كند.
دفتر دوم جدال خاموش «همانندي» و« تفاوت» نام گذاری گردیده و منشور ملل متحد سايه روشني نيمهتمام از صلح دانسته می شود.
در دفتر سوم با عنوان نيرنگ عقل یا غلبه « صلح» بر «جنگ» بيان ميكند كه مشكلات نو، راههاي جديدي را نيز براي صلح نياز دارند.
کتاب در دفاتر بعدی در پي بررسي نتایج این نیرنگ عقلانی یعنی زوال خودكامگي دولتها و تجلي «حكومت قانون» در جامعه بينالمللي می باشد.
دفتر چهارم به موضوع «مهار «قدرت» با « قدرت» اختصاص دارد.
در دفتر پنجم اين كتاب به بررسي فضاي امن با تبیین عرصه ها و مفهوم حقوقی امنیت پرداخته شده است.
در دفتر ششم این کتاب آزادي، سلوك اخلاقي و انضباط قواعد عمومي نشانههاي «صلح» و «حكومت قانون» دانسته شده است.
دفتر هفنم، مستظهر به گفتاری که گویند: آغاز کار، پایان اندیشه و آغاز اندیشه، پایان کار است ؛ به عنوان دفتر پاياني، «پايان راه: آغاز انديشه» نامگذاری گردیده است.
استاد عالی مقام در شش دفتر قبلي، ميكوشد مسايل و مشكلات مرتبط با حقوق ، صلح و حكومت قانون را به اجزاي اصلياش بازگرداند و ميان آنها نظمي منطقي به وجود آورد. و ميان دو مفهوم همانندي و تفاوت ديالكتيك برقرار نماید و در پايان مخاطب را به اين انديشه دعوت ميكنند كه چگونه حقوق در مرحله تكامليافته امروزي و در رويارويي با دو عنصر اراده و عقل شكل گرفت و توانست در ايجاد صلح و حكومت قانون موثر افتد.
در تمامی ادوار تاریخ بشری «حقوق» اعم از داخلی و بین المللی ، همواره بر مدار «عقل» و «اراده» به گردش در آمده است.
در نظام های داخلی این دو عنصر ظاهراً با بکدیگر متحد شده و «جامعه» و «دولت» را پدید آورده اند؛اما در نظام بین المللی ، از اتحاد این دو عنصر و در نتیجه جامعه واحد بین المللی خبری نیست. در جامعه بین المللی گاه غلبه با «اراده» و گاه غلبه با «عقل» بوده است.
حقوق وقتی به طور کامل محقق می گردد که عوامل «واقعی» و «آرمانی» را در هم آمیخته باشد؛ بدین معنا که هم بر«اراده ای» که موجبات اجرای مقررات آن را فراهم سازد متکی باشد و هم بر « عقلانیتی» که درستی آن را به اثبات رساند تمرکز یابد.
نظر به اینکه رویکرد یک فیلسوف به حقوق با نگرش یک حقوقدان به فلسفه برای اثبات نظریات خود کاملاً متفاوت می باشد ؛
در واقع استخدام اندیشه های فلسفی به خصوص اندیشه های کانت و هگل توسط یک حقوقدان جهت اثبات فرضیه خود (دیالکتیک همانندي و تفاوت و رسیدن به صلح جاویدان در لوای حکومت قانونی) بارزترین ویژگی این کتاب می باشد.
این کتاب که چند مبحث آن در دوره های کارشناسی ارشد و دکترای حقوق بین الملل دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی تدریس شده است،برای همه کسانی که در دوره های عالی حقوق عمومی و بین الملل، علوم سیاسی، تاریخ، فلسفه و روابط بین الملل به تحقیق و تتبع مشغولند می تواند مفید باشد.
كتاب «صلح جاويدان و حكومت قانون» در 826 صفحه توسط انتشارات «فرهنگ نشر نو» منتشر شده است.
عرصه سخن بس تنگ است. عر صه معنا فراخ است: از سخن پیشتر آ تا فراخی بینی و عرصه بینی.
نقل از روزنامه اعتماد
به نام هستی بخش دانا